✍️ سفرنامه مسافر زندگی روز نهم
امروز یک روز فوقالعاده است.
👈 امروز اولین اقامتم در سوئیت به پایان رسید و تصمیم گرفتم آن را دوباره تمدید نکنم؛ چون دوست داشتم تغییر را بپذیرم، از آن لذت ببرم و به سمت یک ماجراجویی جدید حرکت کنم.
از ساعت ۱۲ تا ۱۷، دو مرتبه برای اقامت جدید رزرو کردم و هر دو مرتبه با شکست مواجه شد و مبلغ پرداختی دوباره به حسابم برگشت.
👈 این اتفاق را هم به فال نیک گرفتم و با خودم گفتم شاید قرار نیست آنجا به من خوش بگذرد! وقتی باور دارم همهچیز میتواند به نفع و خیر من پیش برود، پس به جای جنگیدن با اتفاقات، انتخاب کردم آنها را بپذیرم و از لحظهای که در اختیار دارم لذت ببرم.
💙 برای همین دوباره به همان کافهای آمدم که دفعه قبل آمده بودم و کلی از حضور در آن لذت برده بودم. اما امروز یک اتفاق زیبا افتاد؛ غذایم را تغییر دادم و این بار چای هم سفارش دادم. موسیقیهای مجذوبکننده و فضای زیبای کافه، لحظاتی فوقالعاده برایم رقم زد. با اینکه هنوز نمیدانم امشب کجا استراحت خواهم کرد، آرامم.
خدا بهتر از من شرایط زندگیم را میداند و من به این مسیر اعتماد دارم. احساس میکنم قرار است کلی خوش بگذرد.
امروز برای من روزی فوقالعاده، زیبا و مملو از انرژیهای خوب و لذتبخش است؛ روزی سرشار از احساس سپاسگزاری که آن را با تمام وجودم احساس میکنم و از تجربه کردنش لذت میبرم.
البته غذای خوشمزه هم در این لذت بیتأثیر نیست! 😊
یکی از عادتهای خوبی که برای خودم ساختم این است که تلاش میکنم تا زمانی که واقعاً گرسنه نشدهام، غذا یا هر نوشیدنی دیگری به جز آب مصرف نکنم.
از زمانی که این عادت را در زندگیم تجربه میکنم، احساس میکنم کمتر درگیر بیماری و ناخوشی شدهام و از این بابت خوشحال و سپاسگزارم.❤️💙
غذای امروز هم مثل روز قبل، در ترکیب با موسیقی فوق العاده و مجذوب کننده این کافه، تجربهای زیبا برایم ساخت و از این بابت هم خوشحالم و هم سپاسگزارم. امروز ❤️💙 یک روز فوقالعاده است...
«دلبرا، پیش وجودت همه خوبان عَدَمَند
سروران بر درِ سودای تو خاکِ قَدَمَند»
🎁 تقدیم با عشق، نور و حضور