✍️ سفرنامه مسافر زندگی روز ششم
💙 تنها که شدی، آرام میشوی، آرام که شدی، سکوت میکنی، با سکوت، مشاهدهگری را آغاز میکنی، مشاهده که کردی، حضور مییابی، با حضور، آگاه میشوی و آگاهی، شروع عاشقی است.
عاشق همهچیز میشوی؛ عاشق جهان هستی
💙 عاشق شدن، تو را در «هیچ» جاری میکند. هیچ شدن، آغاز مردن برای تمام خواستنهاست، برای خواستنها بمیر؛ رها شو...
💙 رها شو از خواستنهایی که تو را از زندگیِ همین لحظه دور میکنند و وقتی رها شدی، قدرت خلق زندگیات را دوباره در دستانت میگیری. هیچ شدن، آغاز لذت بردن از هر لحظهی زندگی است. لذت بردن، آغاز دیدن زیباییهاست و دیدن زیباییها، غوطهور شدن در جریان زیبای زندگی است و غوطهور شدن در جریان زندگی، آغاز احساس سپاسگزاری، قدرشناسی و شکرگزاری است.
✍️ این، ششمین روز سفر ۲۱ سالهی است؛ سفری که قرار بود از 31May2026⏰️18:00 آغاز شود و امروز، من در روز ششم آن هستم، شنیده بودم خدا جهان را در شش روز آفریده است؛ نمیدانم صحت دارد یا ندارد. اما به گمانم، خدا «هیچ شدن» را میداند،
تنهایی را میداند،
سکوت را میداند،
حضور را میداند
و عاشقانه زیستن را به ما آموخته است، شاید هنوز هیچکدام را نمیدانم و شاید همین، زیباترین بخش سفر باشد؛ اینکه هر روز چیزی را تجربه کنم، هر روز چیزی را ببینم، هر روز چیزی را رها کنم و هر روز بیشتر عاشق زندگی شوم، من نمیدانم مقصد کجاست. نمیدانم در پایان این سفر چه کسی خواهم شد اما می دانم بعد از عاشقی دیگر انسان سابق نمی شوی. میدانم که عشق را و عاشقانه زیستن را دوست دارم.
در این سفر، رها می شوم، حضور دارم، زندگی را تجربه می کنم و در جریان زیبای آن غوطهور می شوم❤️
و در پایان... میدانم که انسانِ شروعکنندهی این مسیر نیستم؛ اما نمیدانم چه میشوم و شاید همین ندانستن، زیباترین بخش سفر من باشد. ❤️
روز ششم سفرم؛ آغاز سفر عاشقانهام در جریان زیبا و ارزشمند زندگی است 🙏❤️🚶♂️
🎁 تقدیم با عشق، نور و حضور