🎯سفرنامه مسافر زندگی؛ روز بیست و سوم
قدرشناسی از فرصت زندگی، فارغ از تفاوت در باورها و مسیرها.
🔸️امروز، بیستوپنجم مهرماه ۱۴۰۵، بیستوسومین روز سفرنامه مسافر زندگی است. بیش از یک ماه از زمانی میگذرد که حاشیه امن خودم را در شهر و دیاری که آدمهای بسیاری را در آن میشناختم، ترک کردم و سفرم را آغاز کردم؛ سفری بیمقصد، نه برای رسیدن به نقطهای مشخص، بلکه برای لذت بردن از موهبت زیبای زندگی. در این مسیر، از شهرهای مختلف عبور کردم؛ از نامها و نشانیها گذشتم و با آدمها، حیوانات، رفتارها و گفتارهای گوناگون روبهرو شدم. دیدم، شنیدم و تلاش کردم بدون قضاوت، زیباییهای مسیر را تجربه کنم. هر روز برایم فرصتی تازه بود تا بیشتر ببینم، عمیقتر بشنوم و با حضور در لحظه، زندگی را آنگونه که دوست دارم لمس کنم.
🔸️امروز پس از صرف یک صبحانه سالم، روی صندلی پلاستیکی قهوهای رنگی در تراس محل اقامتم نشستهام. برای ساعتی از نقشها، مسئولیتها و دغدغهها فاصله گرفتهام؛ نه برای فرار از زندگی، بلکه برای بودن در کنار آن. در این لحظه، در آغاز هفته پایانی مهرماه، به ماهی میاندیشم که برایم سرشار از سلامتی، عشق، فراوانی و فرصتهای تازه بوده است. از اینکه فرصت زندگی کردن، دیدن، شنیدن، آموختن و تجربه کردن را دارم، خوشحالم و سپاسگزارم، خدایا شکرت که هنوز فرصت دارم زندگی را تجربه کنم.
✨ دیدار با شمایل حضرت عیسی مسیح؛ تجربهای از احترام و عشق
🔸️روز گذشته، در ادامه پیادهروی، با کلیسایی روبهرو شدم و شمایل حضرت عیسی مسیح را دیدم؛ تصویری آرام و دوستداشتنی که مرا برای لحظاتی به مکث وا داشت، در سفر زندگیم، احترام به انسانها، مخلوقات جهان هستی و باورهای گوناگون را بخشی از مسیر خود میدانم. باور دارم که میتوانیم با وجود تفاوت در اندیشه، گفتار، رفتار و ادیان مختلف ، در کنار یکدیگر زندگی کنیم و زیباییهای جهان را ببینیم. در برابر آن شمایل ایستادم و ادای احترام کردم. نه برای تغییر باورم، نه برای قضاوت درباره باور دیگری؛ بلکه برای احترام گذاشتن به انسانها و مسیری که هر کدام برای فهم زندگی و ارتباط با خالق خود انتخاب میکنند. از کودکی، نام پیامبران را با احترام شنیده بودم:
🔹️ حضرت نوح؛ یادآور پایداری و عبور از دشواریها.
🔹️حضرت ابراهیم، خلیلالله؛ واژه «خلیل» به معنای دوست صمیمی و همراه است.
🔹️حضرت موسی، کلیمالله؛ عنوانی که به گفتگوی او با خداوند اشاره دارد.
🔹️حضرت عیسی، روحالله؛ جریان زنده جاری
🔹️حضرت محمد، رسولالله؛ پیامآور خداوند .
در روایتهای دینی، پیامبران در دورههای گوناگون آمدهاند و هرکدام در سنت و جامعه خود، انسانها را به سوی خداوند، اخلاق و شکرگزاری دعوت کردهاند. برای من، اندیشیدن به این مسیرها فرصتی است تا به جای تمرکز بر تفاوتها، درباره ارزشهایی تأمل کنم که میتوانند انسانها را به یکدیگر نزدیک کنند.
🌱 سپاسگزاری؛ زبانی فراتر از مرزها
🔸️یکی از نکتههایی که در این سفر ذهنم را به خود مشغول کرده، جایگاه سپاسگزاری در زندگی انسانهاست، در باورهای دینی گوناگون، در سنتهای معنوی و حتی در زندگی افرادی که خود را پیرو هیچ دینی نمیدانند، میتوان شکلهایی از قدردانی، مهربانی و توجه به داشتهها را دید، این موضوع برایم تأملبرانگیز است؛ زیرا سپاسگزاری میتواند فراتر از نامها، مرزها و دستهبندیها، تجربهای انسانی باشد. در روایتی شنیدم درباره حضرت عیسی، که قبل از هر معجزه ای شکرگزاری می کرد، همین موضوع مرا به یاد این اندیشه میاندازد که قدردانی، پیش از آنکه واژهای بر زبان باشد، میتواند شیوهای برای نگاه کردن به زندگی باشد. وقتی از داشتههایم سپاسگزارم، نگاهم از آنچه ندارم فاصله میگیرد و فرصت بیشتری پیدا میکنم تا زیباییهای حاضر در زندگی را ببینم؛ زیباییهایی که شاید پیش از آن، به دلیل شتاب روزمره از کنارشان گذشته باشم.
🍃 افکار نیک، گفتار نیک و کردار نیک
🔸️در سفرهایم، خاطرهای از شیراز و آشنایی با معبد گاتاها که منصوب به زرتشت می باشد و کتاب گاتاها که سروده های آن اوستا است، در ذهنم زنده شد؛ سنتی که عبارت شناختهشده «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» با آن پیوند دارد، برای من، این سه مفهوم یادآور مسئولیت انسان در برابر اندیشهها، واژهها و رفتارهای خویشاند. اندیشه میتواند سازنده یا ویرانگر باشد. کلام میتواند امید ببخشد یا دلی را برنجاند. رفتار نیز میتواند به زندگی خودمان و دیگران آرامش و زیبایی هدیه کند یا رنج بیافریند، این نقطه از زندگی است که معنای قدرشناسی برایم پررنگتر میشود: اینکه آگاهانه انتخاب کنم از توانایی اندیشیدن، سخن گفتن و عمل کردن در مسیری استفاده کنم که با احترام، صداقت، مهربانی و سپاسگزاری هماهنگ باشد. قدردانی فقط گفتن «متشکرم» نیست؛ متشکرم تازه قسمت دوم ماجراست چون افکار سپاسگزاری و شکرگزاری شکل گرفته که به گفتار رسیده است اما پایان داستان نیست و مرحله سوم یعنی رفتار نیز یا همان حاصل نیات قلبی شکل میگیرد، گاهی در نوع نگاه ما به یک انسان، در احترام گذاشتن به یک باور متفاوت، در مراقبت از طبیعت یا در انتخاب یک رفتار مهربانانه خودش را نشان میدهد.
🌍 پیادهروی؛ فرصتی برای دیدن آنچه پیشتر نمیدیدم
🔸️در سفرنامه مسافر زندگی، شنیدههایی نیز درباره قدمت برخی مکانها و سنتهای یکتاپرستی داشتهام؛ از جمله روایتهایی درباره پیشینه کهن باور قدمت ۱۰ هزار ساله، باور به خدای یگانه در روستای واریان ایران. هر کدام از این شنیدهها مرا به پرسش، جستوجو و تأمل بیشتر دعوت میکنند. برایم ارزشمند است که در کنار تجربه کردن، میان شنیدهها و دانستههای مستند نیز تفاوت بگذارم و با ذهنی باز از زندگی لذت ببرم و سپاسگزار باشم، چه بسیار تجربههایی که شاید بدون پیادهروی هرگز با آنها روبهرو نمیشدم؛ چه بسیار آدمها، مکانها و نشانههایی که اگر از حاشیه امن خود خارج نمیشدم، فرصتی برای دیدنشان پیدا نمیکردم، پیاده روی برای من فقط حرکت پاها نیست؛ فرصتی است برای آرامتر شدن، مشاهده کردن، شنیدن و بازگشتن به لحظه اکنون.
🔸️گاهی یک منظره، گاهی یک گفتگو و گاهی شمایل آرامی در یک چهره برجسته کافی است تا برای چند دقیقه بایستم و از خودم بپرسم: امروز چه چیزی برای دیدن، آموختن و سپاسگزاری در برابر من قرار گرفته است؟
💙 خدایا شکرت؛ برای فرصت بودن
روز گذشته، روبهروی شمایل حضرت عیسی مسیح ایستادم. برای لحظاتی مکث کردم، احترام گذاشتم و به تمام انسانها و مخلوقات جهان هستی اندیشیدم، سپس، از صمیم قلب، یک جمله را با خود تکرار کردم:
خدایا شکرت که این فرصت و موهبت را به من بخشیدی.
🔹️سپاسگزارم برای قدمهایی که برداشتهام، شهرهایی که دیدهام، انسانهایی که با آنها روبهرو شدهام و تجربههایی که هنوز در انتظار من هستند.
🔹️سپاسگزارم برای لحظههای آرامی که میتوانم روی صندلی سادهای در تراس بنشینم، صبحانهام را به یاد بیاورم، به آسمان نگاه کنم و بدون نیاز به انجام کاری، صرفاً حضور در زندگی را تجربه کنم.
مسافر زندگی هستم؛ نه برای اینکه همه پاسخها را میدانم، بلکه برای اینکه همچنان فرصت دیدن، آموختن، تجربه کردن و سپاسگزار بودن را دارم و امروز، در بیستوسومین روز سفرنامهام، با قلبی سرشار از قدردانی میگویم: خدایا شکرت، سپاسگزارم، سپاسگزارم و سپاسگزارم.
🎁 تقدیم با عشق، نور و حضور