• «امروز روزم را با آرامش شروع می‌کنم»

🥰امروز دوشنبه، یکی از زیباترین روزهای مهرماه ۱۴۰۵، دغدغه‌های زیادی هستند که هر روز می‌توانند آرامش انسان را تحت تأثیر قرار دهند؛ از پولی که برای اسکان پرداخت می‌کنیم، تا هزینه‌ی خوراک و پوشاک، و حتی نگرانی‌هایی که درباره‌ی سلامتی، روابط و آینده داریم.

🔸️امروز صبح با تپش قلب از خواب بیدار شدم. می‌دانستم کارهایی دارم که باید انجامشان بدهم، اما برای بعضی از آنها هیچ راهکاری در ذهنم نداشتم، برای چند لحظه از رختخواب بلند نشدم، فقط با خودم تکرار کردم: امروز روزم را با آرامش شروع می‌کنم، زندگی را خداگونه آغاز می‌کنم، امروز از فرصت زیبای زندگی لذت می‌برم، در سکوت صبح، صدای کلاغ را شنیدم؛ صدای رفت‌وآمد اتومبیل‌ها و موتورها را هم شنیدم. زندگی در جریان بود، دغدغه‌ها هنوز وجود داشتند، اما من تصمیمم را گرفته بودم.

  • امروزم را با آرامش زندگی کنم

نه به این دلیل که همه‌ی مسائل زندگی حل شده‌اند؛ بلکه چون امروز، یک فرصت تازه برای زندگی کردن به من بخشیده شده است و من می‌خواهم این فرصت را ببینم، احساس کنم، تجربه کنم و بابتش سپاسگزار باشم. چهار کلمه‌ای که روی لباسم نوشته شده بود سکوتم را عمیق تر کرد : چهار کلمه‌ای که امروز برای من معنای خاصی پیدا کردند.

42 | Everything | Universe | Life

  • در ۴۲ سالگی، در میان تمام آنچه یک خالق قدرتمند آفریده، در این جهان زندگی می‌کنم و از بزرگترین هدیه‌ای که به من داده شده، یعنی فرصت زندگی کردن، دیدن، شنیدن، احساس کردن، قدم برداشتن و تجربه کردن، لذت می‌برم و سپاسگزارم.

قرار نیست ابتدا همه‌چیز درست شود تا آرامش پیدا کنی؛ می‌توانی در میان «همه‌چیز» آرامش را انتخاب کنی و زندگی را تجربه کنی، زندگی ماحصل دیدن، شنیدن، احساس کردن، قدم برداشتن، لذت بردن و سپاسگزار بودن است، شاید امروز پاسخ تمام دغدغه‌هایم را نداشته باشم؛ اما یک انتخاب دارم:

  • می‌توانم همین امروز را با آرامش زندگی کنم

و شاید آرامش واقعی همین باشد؛ اینکه در میان تمام ندانستن‌ها، هنوز بتوانی زندگی را ببینی و برای فرصتی که برای زندگی کردن داری،سپاسگزار باشی❤️

🎁 تقدیم با عشق، نور و حضور