• «متوجه شدم چقدر دوست دارم بدون هیچ چشم‌داشتی، توانایی‌ها، استعدادها و نعمت‌های وجودی آدم‌ها را ببینم و آنها را به خودشان یادآوری کنم.»

امروز یک روز فوق‌العاده، بعد از یک روز فوق‌العاده است.💙

✍️ امروز صبحانه‌ای مملو از پروتئین نوش جان کردم و بعد از یک خواب طولانی، در آرامش روزم را از ساعت ۱۲ ظهر آغاز کردم، به سمت فرودگاه پیاده‌روی‌ را شروع کردم؛ در حالی که خودم را برای دریافت نعمت‌های فوق‌العاده امروز آماده می‌کردم، بعد از حدود یک ساعت پیاده‌روی، به ایستگاه مترو رسیدم و با مترو به سمت فرودگاه حرکت کردم، وقتی وارد فرودگاه شدم، گوشه‌ای را انتخاب کردم و نشستم، نگاهی به بلیط‌های هواپیما انداختم و حدود هشت ساعت را در فرودگاه گذراندم. در نهایت انتخاب کردم که امروز هم در همین شهر زیبا بمانم؛ چون بلیطی برای فروش باقی نمانده بود و من هم بلیطی نداشتم.

🙏اما چیزی که برایم جالب بود این بود که در همین هشت ساعت، زیبایی‌های فراوانی دیدم. تغییر فصل را تماشا کردم، لبخند مسافرها را دیدم، دسته‌گل‌هایی را که با عشق رد و بدل می‌شدند تماشا کردم، تعداد زیادی هواپیما، شرکت هواپیمایی، مسافر، سفر و گردش مالی در جریان بود؛ یعنی جریان اقتصادی و امکان سفر در جهان وجود دارد و من فراوانی را مشاهده کردم و کمی کتاب خواندم، افکارم را منسجم‌تر کردم و با دوستی به گفتگو نشستم، همه این اتفاق‌ها برایم زیبا و دوست‌داشتنی بود.

⚜️ اما اتفاق جالب‌تر زمانی افتاد که در مسیر برگشت، به سمت مترو می‌رفتم، با یک دوست جدید آشنا شدم؛ کسی که فکر می‌کرد برایش آشنا هستم و اهل ارومیه بود، اسمش مبین به معنای آشکارکننده، روشن‌کننده، واضح و روشنگر بود؛ نامی زیبا و برای من مملو از معنا، جالب‌تر اینکه مبین معلم بود و در مقطع راهنمایی، فارسی تدریس می‌کرد، فرصتی شد تا درباره سفرنامه، «مسافر زندگی» و مسیری که شروع کرده‌ام با او صحبت کنم، من در میان این گفت‌وگو، چیز تازه‌ای درباره خودم کشف کردم، متوجه شدم چقدر دوست دارم بدون هیچ چشم‌ داشتی، توانایی‌ها، استعدادها و نعمت‌های وجودی آدم‌ها را ببینم و آنها را به خودشان یادآوری کنم و چقدر از این کار لذت می‌برم.

  • 💙 مبین آمد و چیزی را برایم آشکار کرد؛ چیزی که شاید پیش از آن در خودم نمی‌دیدم، اما به این وضوح به آن توجه نکرده بودم. 💙

🔹️یکی از زیباترین نعمت‌هایی که امروز دریافت کردم، همین کشف بود، اینکه دیدن زیبایی‌های دیگران و یادآوری آن به خودشان، برای من خودش یک لذت است. امروز شاید بلیط هواپیما نداشتم، شاید قرار نبود از این شهر بروم، اما در عوض چیزهای زیادی دریافت کردم؛

یک صبح آرام،

یک صبحانه خوب،

یک ساعت پیاده‌روی،

یک سفر با مترو،

هشت ساعت تماشای زندگی در فرودگاه،

تغییر فصل،

لبخند آدم‌ها،

دسته‌گل‌های عاشقانه،

کتاب،

گفت‌وگو،

و یک دوست جدید به نام مبین.

و از همه مهم‌تر، شناختن بخشی تازه از خودم، برای تمام این نعمت‌های بی‌شمار، از صمیم قلب خوشحالم و سپاسگزارم.

  • 💙 امروز یک روز فوق‌العاده است؛ چون زندگی را همان‌طور که هست می‌بینم، از آن لذت می‌برم، و آماده‌ام نعمت‌هایش را ببینم و بابت این موهبت ارزشمند خوشحال و سپاسگزار قدرت مطلق جهان هستیم 💙

مسافر زندگی ادامه دارد...

🎁 تقدیم با عشق، نور و حضور